تصمیم گیری و هربرت سایمون

هربرت سایمون

 

نمی شود در حوزه تصمیم گیری کار کرد اما از هربرت سایمون ندانست. این مطلب بیشتر بخاطر علاقه شخصی خودم به این مرد بزرگ، کسی که توانست برای نخستین بار در حوزه اقتصاد جایزه نوبل را بگیرد نوشته شده است.

هربرت سایمون را نمی توان به حوزه خاصی ارتباط داد. او در حوزه هایی چون جامعه شناسی، روانشناسی، علوم اجتماعی، اقتصاد و از همه مهم تر تصمیم گیری به فعالیت پرداخته است.

با اینکه به شخصه اعتقاد دارم این افراد متعلق به تمام بشریت هستند، اما با اینکه آمریکایی بود، پدر و مادر آلمانی و چک-آلمانی داشت.

وقتی به چند مفهوم میرسیم حتما رد پاهایی از سایمون را خواهیم دید. مانند درس تصمیم گیری و نظریه بازی ها و کلمه ای که مبتکرش خود او بود. Satisficing (مرکبی از Satisfying و Sacrificing).

او معتقد بود که بنگاه های اقتصادی حتی اگر هم بخواهند نمی توانند به حداکثر رساندن سود اقدام کنند و لذا رضایت می دهند که برای رسیدن به یک سطح معین و عقلانی ای از سود فکر کنند. تمامی این تصمیمات سازمانی و فردی مانند بازی شطرنج می ماند که در واقع یک حرکتی نیست و در عالم به صورت چند حرکتی خواهد بود و در این راستا سه عامل هزینه، فرصت ها و اطلاعات وارد عمل می شوند تا بهترین حرکت ها انجام شوند. او همچنین اعلام کرده است که تصمیم گیرنده در جستجوی یافتن “تصمیم بهینه” به مفهوم اقتصادی آن نیست و غالبا به یک “تصمیم رضایتبخش” اکتفا می کند. به زبان ساده تر وقتی به اولین راه حلی که بتواند برخی نیازها را برطرف کند و به هدفش برسد دست از پیدا کردن راه حلی بهینه تر می کشد و ادامه نمی دهد. در عمل نیز، افراد اندکی، بهینه بودن تصمیمات خود را بررسی می کنند و در عوض از شهود خود برای یافتن تصمیماتی که ” به اندازه خوب هستند” استفاده می کنند و در این نقطه است که مباحث روانشناختی وارد موضوع تصمیم گیری می شود و بایستی در مورد آنها و خطاها و فوایدی که دارند آگاه شد.

1 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به بحث بپیوندید؟
در صورت تمایل از راهنمایی رایگان ما استفاده کنید!!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.