, ,

چرا باید زبان بدن را عالی یاد بگیریم؟

چرا باید زبان بدن را عالی یاد بگیریم؟

 

زبان بدن امروزه بعنوان یکی از جذاب ترین آموزش های حوزه علوم انسانی در دنیا و ایران شناخته می شود. اصولا کسانیکه زبان بدن را تدریس می کنند دلایل متعددی را برای اهمیت فراگیری آن ذکر می کنند. از مهمترین دلایل آن اینکه قسمت اعظمی از ارتباط بین افراد را در کنار ارتباط کلامی شکل می دهد و استناد این حرف هم سخنان آقای آلبرت محرابیان است که بی شک یکی از مهمترین افراد در حوزه ارتباطات غیر کلامی می باشد. او در کتاب خود به نام Silent Messages عبارت زیر را بیان می کند.

 

“Total Liking = ۷% Verbal Liking + ۳۸% Vocal Liking + ۵۵% Facial Liking.

 

این قانون مدعی شده است که تنها ۷% پیام های ما از طریق کلام انتقال می شود و مابقی از طریق لحن و علایم چهره است. اما مطالعات او در مورد زبان بدن و علائم غیر کلامی تنها زمانی کاربرد دارد که “دوست داشتن و دوست نداشتن” توسط پیام در حال انتقال باشد و در غیر اینصورت، تحقیقات او مصداقی نخواهد داشت. مگر می شود به قول آقای کارول گومن یک فیلم خارجی دوبله نشده را تنها با زبان بدن تا ۹۳% درک کرد؟!

 

چرا زبان بدن را فرا می گیریم؟

درست است که زبان بدن قسمت بزرگی از ارتباطات بشری را رقم می زند اما وقتی آنرا در آموزش قرار می دهیم عنوان هایی به آن اضافه می کنیم.

  • زبان بدن و مذاکره
  • زبان بدن و دروغ
  • زبان بدن و …

من می خواهم در اینجا بگویم که چرا حداقل در مذاکره و بحث دروغ زبان بدن لزومی به فراگیری ندارد.

زبان بدن و مذاکره

اولین نکته در آموزش زبان بدن این مشکل است که کسانیکه در این حوزه اصولا در ایران فعال هستند اصولا در حوزه روانشناسی مطالعه عمیقی ندارند و از اینرو مفاهیم بنیادی ای مانند Trigger  را تقریبا از هیچ استاد زبان بدنی نخواهید شنید. این آموزش ها ناقص نه تنها مفید نخواهد بود که ممکن است با عدم ارتباط صحیح شود.

نکته دوم: بخش عظیمی از فعالیت های مغز توسط سیستم ناخودآگاه صورت می گیرد. وقتی شما در یک اتوبان در حال حرکت هستید وقتی به یک تبلیغ به زبان مادری می رسید حتی اگر حواستان در جای دیگری باشد باز ناخودآگاه شما اطلاعات را می خواند و ذخیره می کند. وقتی بحث زبان بدن در حوزه بومی افراد باشد بخش عظیمی از بررسی های علایم طرف مقابل توسط این سیستم انجام می شود و تقریبا عاری از خطاست، چرا که در طول زندگی آنرا فرا گرفته اید. شما می توانید به راحتی مسئولیت این پردازش ها را به عهده سیستم ناخودآگاه خود بگذارید. در مورد رفتارهای بین المللی بحث متفاوتی است!

جدای از این موضوع، وقتی ما در مذاکره ای قرار داریم لایه های مختلفی در مذاکره وجود دارد که به مراتب از تشخیص زبان بدن فرد مقابل مهمتر است.

  • سطح تکنیکال
  • سطح طرح موضوع
  • سطح رفتارهای تیمی
  • سطح خلاقیت و Alternative
  • سطح دریافت اطلاعات
  • سطح فشار های روانی
  • سطح بازی های روانی
  • سطح تصمیم گیری

 

حالا سئوال اینجاست که وقتی ما قرار است به تمامی این موضوعات فکر کنیم آیا فرصتی میرسد که ما به زبان بدن هم دقت کنیم. و از همه این موارد مهمتر وقتی شما منابع مهم و معتبر در حوزه مذاکره را مطالعه می کنید اصولا به زبان بدن بهایی نمی دهند. از کتاب Essentials of negotiation  آقای لویکی گرفته تا مطالب راجر فیشر.

 

زبان بدن و دروغ

ضربان قلب، تعرق، اندازه مردمک چشم و … خیلی دیگر پارامترهایی که با اندازه گیری آن توسط دستگاه های پیشرفته بشر سعی دارد تا دروغگو را کشف نماید. هزینه هایی در دانشگاه ها بخصوص در آمریکا می شود تا دستگاه های دروغ سنج پیشرفته تری ساخته شود. با تمام این تلاش ها هنوز این نتیجه بالای ۸۷% نرسیده است. وقتی شخصی با تمام تکنیک های دروغ شناسی آشنایی داشته باشد و در آن به تبحر هم رسیده باشد می تواند در بهترین حالت ۵۴% یک دروغگو را تشخیص دهد. یعنی معادل اینست که شما یک سکه پرتاب کنید اگر شیر آمد طرف دروغ می گوید و اگر خط آمد راستگوست. به نظر شما این مقدار ارزش آنرا دارد که شما زبان بدن را فرا بگیرید، البته باید نگران سو تفاهماتی که می شود هم باشید.

 

,

Pluralistic Ignorance

Pluralistic Ignorance

 

مقدمه کوتاه

قطعا همگی ما به اهمیت فرهنگ سازمانی و تاثیرات آن در سازمان ها واقفیم. حال هر چه سازمان ما بزرگتر باشد نتیجه های مثبت و منفی این فرهنگ شدیدتر خواهد بود. چندی پیش یکی از سازمان های پیشتاز کشور (گروه سرمایه گذاری و توسعه انتخاب) اقدام به کمپین جالبی زد که قصد دارم مفهوم آنرا برایتان بیشتر باز کنم.

 

اصل موضوع

Pluralistic Ignorance

این مفهوم را من ترجمه مناسبی برایش پیدا نکردم از اینرو سعی می کنم مفهوم را برایتان توضیح دهم.

کلمه Pluralistic  را شاید بتوان به کثرت گرایی ترجمه کرد. یعنی چیزی را جمع کثیری از یک گروه به آن گرایش دارند. کلمه Ignorance  هم می توان به یک جهل و غفلتی نسبت داد. شاید در نگاه اول ما به این نتیجه برسیم که با یک جهل گروهی مواجه هستیم، اما این جهل گروهی احتیاج به توضیح دارد.

منظور از جهل، جهل تک تک افراد نیست، بلکه منظور اینست که عقیده ای، مفهومی، باوری و یا فرهنگی در یک گروه وجود دارد که اعضای گروه بدون اینکه بدانند آیا همه اعضا آنرا باور دارند و یا ندارند، بپذیرند. ( باور کنید توضیح موضوع با نوشتن اصلا کار راحتی نیست)

مثال : فرض کنید سر کلاس مفهومی را توضیح داده ایم، و تمامی نفرات اصلا متوجه درس نشده اند. شما سئوال می کنید که آیا کسی سئوالی دارد؟ اما در نهایت با سکوت مواجه می شوید. اینجاست که افراد گروه به امید اینکه دیگری مطلب را فرا گرفته سکوت می کند و امید دارند که بعدا درس را از دیگری بپرسد. دقیقا در این نقطه، گروه به یک جهل گروهی دچار شده است.

مثال : فرض کنید که چاله ای سر کوچه شما وجود دارد و قرار هم نیست شهرداری آنرا درست کند، و همگی اعضای آن خیابان می دانند که خود باید دست به کار شوند. اما تا مدت های طولانی کسی کاری نمی کند چرا که افراد منتظر هستند که کسی دیگری این کار را خواهد کرد.

مثال: مفهوم دیگری به نام bystander effect (اثر تماشاچی) وجود دارد. این پدیده اجتماعی بیان می کند که، احتمال اینکه فردی به کمک شخصی که دچار مشکل شده است بشتابد در شرایطی که نفرات دیگری در صحنه حضور دارند کاهش پیدا می کند. یعنی هرچی نفرات بیشتری در صحنه باشند احتمال به کمک شتافتن نفرات کاهش می یابد. همگی به امید اینکه دیگری خواهد رفت تعلل می کنند.

 

در زیر مثال هایی که در خود گروه انتخاب برای نفرات ارسال شده است را عینا ذکر کرده ام.

  • هنگامی که موضوع یا مشکلی در سازمان ایجاد می شود ولی هیچ یک از واحدها نسبت به آن اقدام نمی کنند، نمونه ای از غفلت جمعی است. سپس از هر کدام از بخش ها بپرسیم که چرا وارد نشدید پاسخ می دهند که منتظر ورود بخش دیگر بودند.
    همین موضوع در رابطه با افراد نیز رایج است. کاری پیش آمده ولی کسی به آن رسیدگی نمی کند، به امید اینکه یک نفر دیگر از کارکنان به آن می پردازد.
  • همچنین اگر در یک جلسه، استراتژی های سازمان توسط مدیر اعلام گردد ولی کسی متوجه نشود و هر کس به امید اینکه نفرات دیگر متوجه شده اند، کار کنند، دچار غفلت جمعی شده اند. در صورتی که تنها یک پرسش از طرف حاضرین می تواند موضوع را رفع کند.

در زیر نمونه هایی از تصاویر نصب شده در گروه را مشاهده می کنید.

, ,

صبر و مذاکره

صبر و مذاکره

صبور بودن در فرهنگ ما از فضیلت های اخلاقی محسوب می شود. همه ما به نوعی احتیاج داریم که صبور باشیم. اما شاید کسی به شما نگفته باشد که صبور بودن چقدر در مذاکره مفید خواهد بود. گاها من آنرا سلاح موثر در مذاکره ها می نامم، مخصوصا مذاکراتی که بسیار تنش زا هستند.

اصولا صبر با زمان برابری می کند و این بدان معناست که می تواند نتایج بهتری به بار بیاورد. گاها یک تفکری در مذاکره وجود دارد به نام تفکر “Ping-Pong” یک طرف ضربه می زند و دیگری جواب آنرا می دهد، این تفکر قطعا باید اصلاح شود. مواردی چون تحلیل ریسک، شناخت نقاط کور طرف مقابل، شناسایی نقاط کور خودمان در مذاکره، نقاط قوت و ضعف طرفین و … تمام این موضوعات احتیاج به زمان و صبر کردن دارد. باید طرفین با صبر خود این فرصت را ایجاد ککند تا بهترین راه حل را برای حل موضوعات خود پیدا کنند.

صبر و در کنار آن استقامت و پیگیری می تواند موارد زیر را در مذاکرات برای ما ایجاد کند.

  • اطلاعات بیشتری از طرفین روشن می شود.
  • باعث می شود شما نیاز و درخواست های طرف مقابل را بهتر درک کنید.
  • زمان می تواند توقعات طرف مقابل را تعدیل نماید.
  • منجر به امتیاز می شود.
  • باعث برآوردهای واقعی تر می شود.
  • باعث می شود بحث های روانی و احساسی مشکلات هم دیده شوند.
  • گاها باعث می شود که بحث قدرت و قدرت طلبی به حالتی از تعادل برسد.

 

در جایی از جان آدامس نوشته شده بود که “صبر و استقامت تاثیرات شگرفی دارند به طوریکه مشکلات و موانع را از بین می برند”